☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت — دَردِه قدح که موسمِ ناموس و نام رفت

وقتِ عزیز رفت بیا تا قضا کنیم — عمری که بی حضور صُراحی و جام رفت

مستم کن آن چنان که ندانم ز بی‌خودی — در عرصهٔ خیال که آمد، کدام رفت

بر بوی آن که جرعهٔ جامت به ما رسد — در مَصطَبِه دعایِ تو هر صبح و شام رفت

دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید — تا بویی از نسیمِ می‌اش در مشام رفت

زاهد غرور داشت، سلامت نبرد راه — رند از رهِ نیاز به دارالسلام رفت

نقدِ دلی که بود مرا صرف باده شد — قلبِ سیاه بود از آن در حرام رفت

در تابِ توبه چند توان سوخت همچو عود؟ — می ده که عمر در سرِ سودای خام رفت

دیگر مکن نصیحتِ حافظ که ره نیافت — گمگشته‌ای که بادهٔ نابش به کام رفت

← Önceki 84 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı