☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت — جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

تا دامنِ کفن نکشم زیرِ پایِ خاک — باور مکن که دست ز دامن بدارمت

محرابِ ابرویت بنما تا سحرگهی — دستِ دعا برآرم و در گردن آرمت

گر بایدم شدن سویِ هاروتِ بابلی — صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت

خواهم که پیش میرمت ای بی‌وفا طبیب — بیمار باز پرس که در انتظارمت

صد جوی آب بسته‌ام از دیده بر کنار — بر بویِ تخمِ مِهر که در دل بکارمت

خونم بریخت وز غمِ عشقم خلاص داد — مِنّت پذیرِ غمزهٔ خنجر گذارمت

می‌گریم و مرادم از این سیلِ اشک‌بار — تخمِ محبّت است که در دل بکارمت

بارم ده از کرم سویِ خود تا به سوزِ دل — در پای دم‌به‌دم گهر از دیده بارمت

حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضعِ توست — فِی‌الجمله می‌کنی و فرو می‌گذارمت

← Önceki 91 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı