☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب چهارم در تواضع › بخش ۲۲ - حکایتِ جُنید و سیرتِ او در تواضع

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شنیدم که در دشتِ صنعا جنید — سگی دید برکنده دندانِ صید

ز نیرویِ سر پنجهٔ شیر‌گیر — فرومانده عاجز چو روباهِ پیر

پس از غُرم و آهو گرفتن به پی — لگد خوردی از گوسفندانِ حی

چو مسکین و بی‌طاقتش دید و ریش — بدو داد یک نیمه از زادِ خویش

شنیدم که می‌گفت و خوش می‌گریست — که داند که بهتر ز ما هر دو کیست؟

به ظاهر من امروز از این بهترم — دگر تا چه راند قضا بر سَرم

گرم پایِ ایمان نلغزد ز جای — به سر بر نهم تاجِ عفوِ خدای

وگر کسوتِ معرفت در برم — نماند، به بسیار از این کمترم

که سگ با همه زشت‌نامی چو مُرد — مر او را به دوزخ نخواهند بُرد

ره این است سعدی که مردانِ راه — به عزّت نکردند در خود نگاه

از‍‍‍‍‍‍‍‍ آن بر ملائک شرف داشتند — که خود را به از سگ نپنداشتند

← Önceki 127 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı