☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب ششم در قناعت › بخش ۶ - حکایت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شکم صوفیی را زبون کرد و فرج — دو دینار بر هر دوان کرد خرج

یکی گفتش از دوستان در نهفت — چه کردی بدین هر دو دینار؟ گفت

به دیناری از پشت راندم نشاط — به دیگر، شکم را کشیدم سماط

فرومایگی کردم و ابلهی — که این همچنان پر نشد وآن تهی

غذا گر لطیف است و گر سرسری — چو دیرت به دست اوفتد خوش خوری

سر آنگه به بالین نهد هوشمند — که خوابش به قهر آورد در کمند

مجال سخن تا نیابی مگوی — چو میدان نبینی نگه دار گوی

وز اندازه بیرون، مرو پیش زن — نه دیوانه‌ای تیغ بر خود مزن

به بی رغبتی شهوت انگیختن — به رغبت بود خون خود ریختن

← Önceki 154 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı