بوستان › باب هشتم در شکر بر عافیت › بخش ۱۰ - حکایت
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
یکی کرد بر پارسایی گذر — به صورت جهود آمدش در نظر
قفایی فرو کوفت بر گردنش — ببخشید درویش پیراهنش
خجل گفت کانچ از من آمد خطاست — ببخشای بر من، چه جای عطاست؟
به شکرانه گفتا به سر بیستم — که آنم که پنداشتی نیستم
نکو سیرت بی تکلف برون — به از نیکنام خراب اندرون
به نزدیک من شبرو راهزن — به از فاسق پارسا پیرهن