☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب اول در عدل و تدبیر و رای › بخش ۳۲ - حکایت در معنی خاموشی از نصیحت کسی که پند نپذیرد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

حکایت کنند از جفاگستری — که فرماندهی داشت بر کشوری

در ایام او روز مردم چو شام — شب از بیم او خواب مردم حرام

همه روز نیکان از او در بلا — به شب دست پاکان از او بر دعا

گروهی بر شیخ آن روزگار — ز دست ستمگر گرستند زار

که ای پیر دانای فرخنده رای — بگوی این جوان را بترس از خدای

بگفتا دریغ آیدم نام دوست — که هر کس نه در خورد پیغام اوست

کسی را که بینی ز حق بر کران — منه با وی، ای خواجه، حق در میان

دریغ است با سفله گفت از علوم — که ضایع شود تخم در شوره بوم

چو در وی نگیرد عدو داندت — برنجد به جان و برنجاندت

تو را عادت، ای پادشه، حق روی است — دل مرد حق گوی از این جا قوی است

نگین خصلتی دارد ای نیکبخت — که در موم گیرد نه در سنگ سخت

عجب نیست گر ظالم از من به جان — برنجد که دزد است و من پاسبان

تو هم پاسبانی به انصاف و داد — که حفظ خدا پاسبان تو باد

تو را نیست منت ز روی قیاس — خداوند را من و فضل و سپاس

که در کار خیرت به خدمت بداشت — نه چون دیگرانت معطل گذاشت

همه کس به میدان کوشش درند — ولی گوی بخشش نه هر کس برند

تو حاصل نکردی به کوشش بهشت — خدا در تو خوی بهشتی بهشت

دلت روشن و وقت مجموع باد — قدم ثابت و پایه مرفوع باد

حیاتت خوش و رفتنت بر صواب — عبادت قبول و دعا مستجاب

← Önceki 41 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı