☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب دوم در احسان › بخش ۳ - حکایت ابراهیم علیه‌السلام

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شنیدم که یک هفته ابن‌السبیل — نیامد به مهمانسرای خلیل

ز فرخنده خویی نخوردی بگاه — مگر بینوایی در آید ز راه

برون رفت و هر جانبی بنگرید — بر اطراف وادی نگه کرد و دید

به تنها یکی در بیابان چو بید — سر و مویش از گرد پیری سپید

به دلداریش مرحبایی بگفت — به رسم کریمان صلایی بگفت

که ای چشمهای مرا مردمک — یکی مردمی کن به نان و نمک

نعم گفت و برجست و برداشت گام — که دانست خلقش، علیه‌السلام

رقیبان مهمانسرای خلیل — به عزت نشاندند پیر ذلیل

بفرمود و ترتیب کردند خوان — نشستند بر هر طرف همگنان

چو بسم الله آغاز کردند جمع — نیامد ز پیرش حدیثی به سمع

چنین گفتش: ای پیر دیرینه روز — چو پیران نمی‌بینمت صدق و سوز

نه شرط است وقتی که روزی خوری — که نام خداوند روزی بری؟

بگفتا نگیرم طریقی به دست — که نشنیدم از پیر آذرپرست

بدانست پیغمبر نیک فال — که گبر است پیر تبه بوده حال

به خواری براندش چو بیگانه دید — که منکر بود پیش پاکان پلید

سروش آمد از کردگار جلیل — به هیبت ملامت کنان کای خلیل

منش داده صد سال روزی و جان — تو را نفرت آمد از او یک زمان

گر او می‌برد پیش آتش سجود — تو وا پس چرا می‌بری دست جود؟

← Önceki 53 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı