☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب دوم در احسان › بخش ۲ - گفتار اندر نواخت ضعیفان

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

پدرمرده را سایه بر سر فکن — غبارش بیفشان و خارش بکن

ندانی چه بودش فرو مانده سخت؟ — بود تازه بی بیخ هرگز درخت؟

چو بینی یتیمی سر افکنده پیش — مده بوسه بر روی فرزند خویش

یتیم ار بگرید که نازش خرد؟ — وگر خشم گیرد که بارش برد؟

الا تا نگرید که عرش عظیم — بلرزد همی چون بگرید یتیم

به رحمت بکن آبش از دیده پاک — به شفقت بیفشانش از چهره خاک

اگر سایه خود برفت از سرش — تو در سایه خویشتن پرورش

من آنگه سر تاجور داشتم — که سر بر کنار پدر داشتم

اگر بر وجودم نشستی مگس — پریشان شدی خاطر چند کس

کنون دشمنان گر برندم اسیر — نباشد کس از دوستانم نصیر

مرا باشد از درد طفلان خبر — که در طفلی از سر برفتم پدر

یکی خار پای یتیمی بکند — به خواب اندرش دید صدر خجند

همی گفت و در روضه‌ها می‌چمید — کز آن خار بر من چه گلها دمید

مشو تا توانی ز رحمت بری — که رحمت برندت چو رحمت بری

چو انعام کردی مشو خودپرست — که من سرورم دیگران زیردست

اگر تیغ دورانش انداخته‌ست — نه شمشیر دوران هنوز آخته‌ست؟

چو بینی دعاگوی دولت هزار — خداوند را شکر نعمت گزار

که چشم از تو دارند مردم بسی — نه تو چشم داری به دست کسی

«کرم» خوانده‌ام سیرت سروران — غلط گفتم، اخلاق پیغمبران

← Önceki 52 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı