☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب دوم در احسان › بخش ۲۱ - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص)

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شنیدم که طی در زمان رسول — نکردند منشورِ ایمان، قبول

فرستاد لشکر، بشیرِ نذیر — گرفتند از ایشان گروهی اسیر

بفرمود کشتن به شمشیرِ کین — که ناپاک بودند و ناپاک دین

زنی گفت من دختر حاتمم — بخواهید از این نامور حاکمم

کرم کن به جای من ای محترم — که مولای من بود از اهل کرم

به فرمان پیغمبر نیک‌رای — گشادند زنجیرش از دست و پای

در آن قوم باقی نهادند تیغ — که رانند سیلابِ خون، بی‌دریغ

به‌ زاری به شمشیر‌زن گفت زن — مرا نیز با جمله، گردن بزن

مروّت نبینم رهایی ز بند — به تنها و یارانم اندر کمند

همی‌گفت و گریان بر احوال طی — به سمع رسول آمد آوازِ وی

ببخشود آن قوم و دیگر عطا — که هرگز نکرد اصل و گوهر خطا

← Önceki 71 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı