☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب دوم در احسان › بخش ۲۲ - حکایت حاتم طائی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ز بنگاه حاتم یکی پیرمرد — طلب ده درم سنگ فانید کرد

ز راوی چنان یاد دارم خبر — که پیشش فرستاد تَنگی شکر

زن از خیمه گفت این چه تدبیر بود؟ — همان ده درم حاجت پیر بود

شنید این سخن نامبردار طی — بخندید و گفت ای دلارام حی

گر او در خور حاجت خویش خواست — جوانمردی آل حاتم کجاست؟

چو حاتم به آزادمردی دگر — ز دوران گیتی نیامد مگر

ابوبکر سعد آن که دست نوال — نهد همّتش بر دهان سؤال

رعیت‌پناها‌! دلت شاد باد‌! — به سعی‌ات مسلمانی آباد باد‌!

سرافرازد این خاک فرخنده بوم — ز عدلت بر اقلیم یونان و روم

چو حاتم، اگر نیستی کام وی — نبردی کس اندر جهان نام طی

ثنا ماند از آن نامور در کتاب — تو را هم ثنا ماند و هم ثواب

که حاتم بدان نام و آوازه خواست — تو را سعی و جهد از برای خداست

تکلّف بر مرد درویش نیست — وصیت همین یک سخن بیش نیست

که چندان که جهدت بود خیر کن — ز تو خیر ماند‌، ز سعدی سخن

← Önceki 72 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı