☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب دوم در احسان › بخش ۲۹ - حکایت در معنی ثمرات نکوکاری در آخرت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

کسی دید صحرای محشر به خواب — مس تفته روی زمین ز آفتاب

همی بر فلک شد ز مردم خروش — دماغ از تبش می‌برآمد به جوش

یکی شخص از این جمله در سایه‌ای — به گردن بر از خلد پیرایه‌ای

بپرسید کای مجلس آرای مرد — که بود اندر این مجلست پایمرد؟

رزی داشتم بر در خانه، گفت — به سایه درش نیکمردی بخفت

در این وقت نومیدی آن مرد راست — گناهم ز دادار داور بخواست

که یارب بر این بنده بخشایشی — کز او دیده‌ام وقتی آسایشی

چه گفتم چو حل کردم این راز را؟ — بشارت خداوند شیراز را

که جمهور در سایهٔ همتش — مقیمند و بر سفرهٔ نعمتش

درختی است مرد کرم، باردار — وز او بگذری هیزم کوهسار

حطب را اگر تیشه بر پی زنند — درخت برومند را کی زنند؟

بسی پای دار، ای درخت هنر — که هم میوه‌داری و هم سایه‌ور

بگفتیم در باب احسان بسی — ولیکن نه شرط است با هر کسی

بخور مردم آزار را خون و مال — که از مرغ بد کنده به پر و بال

یکی را که با خواجهٔ توست جنگ — به دستش چرا می‌دهی چوب و سنگ؟

بر انداز بیخی که خار آورد — درختی بپرور که بار آورد

کسی را بده پایهٔ مهتران — که بر کهتران سر ندارد گران

مبخشای بر هر کجا ظالمی است — که رحمت بر او جور بر عالمی است

جهان‌سوز را کشته بهتر چراغ — یکی به در آتش که خلقی به داغ

هر آن کس که بر دزد رحمت کند — به بازوی خود کاروان می‌زند

جفاپیشگان را بده سر بباد — ستم بر ستم پیشه عدل است و داد

← Önceki 79 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı