☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۰۷۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار — خوی من کی خوش شود بی‌روی خوبت ای نگار

بی‌تو هستم چون زمستان خلق از من در عذاب — با تو هستم چون گلستان خوی من خوی بهار

بی‌تو بی‌عقلم ملولم هر چه گویم کژ بود — من خجل از عقل و عقل از نور رویت شرمسار

آب بد را چیست درمان‌؟ باز در جیحون شدن — خوی بد را چیست درمان‌؟ بازدیدن روی یار

آب جان محبوس می‌بینم در این گرداب تن — خاک را بر می‌کنم تا ره کنم سوی بحار

شربتی داری که پنهانی به نومیدان دهی — تا فغان بر ناورد از حسرتش اومیدوار

چشم خود ای دل ز دلبر تا توانی برمگیر — گر ز تو گیرد کناره ور تو را گیرد کنار

← Önceki 1073 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı