← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۰۷۴
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
گرْم در گفتار آمد آن صنم اَین الفرار — بانگ خیزاخیز آمد در عدم این الفرار
صد هزاران شعله بر در صد هزاران مشعله — کیست بر در؟ کیست بر در؟ هم منم این الفرار
از درون نی آن منم گویان که بر در کیست آن — هم منم بر در که حلقه میزنم این الفرار
هر که پندارد دو نیمم پس دو نیمش کرد قهر — ور یکی ام پس هم آب و روغنم این الفرار
چون یکی باشم که زلفم صد هزاران ظلمتست — چون دو باشم چونک ماه روشنم این الفرار
گرد خانه چند جویی تو مرا چون کاله دزد — بنگر این دزدی که شد بر روزنم این الفرار
زین قفس سر را ز هر سوراخ بیرون میکنم — سوی وصلت پرّ خود را میکنم این الفرار
در درون این قفس تن در سر سودا گداخت — وز قفس بیرون به هر دم گردنم این الفرار
بیمی از شمس الحق تبریز مستِ گفتنم — طوطیم یا بلبلم یا سوسنم این الفرار