☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۰۷۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار — چون نگیرم خویش را من هر شبی اندر کنار

دوش باغ عشق بودم آن هوس بر سر دوید — مهر او از دیده برزد تا روان شد جویبار

هر گل خندان که رویید از لب آن جوی مهر — رسته بود از خار هستی جسته بود از ذوالفقار

هر درخت و هر گیاهی در چمن رقصان شده — لیک اندر چشم عامه بسته بود و برقرار

ناگهان اندررسید از یک طرف آن سرو ما — تا که بی‌خود گشت باغ و دست بر هم زد چنار

رو چو آتش می‌ چو آتش عشق آتش هر سه خوش — جان ز آتش‌های درهم پرفغان این الفرار

در جهان وحدت حق این عدد را گنج نیست — وین عدد هست از ضرورت در جهان پنج و چار

صد هزاران سیب شیرین بشمری در دست خویش — گر یکی خواهی که گردد جمله را در هم فشار

صد هزاران دانه انگور از حجاب پوست شد — چون نماند پوست ماند باده‌های شهریار

بی‌شمار حرف‌ها این نطق در دل بین که چیست — ساده رنگی نیست شکلی آمده از اصل کار

شمس تبریزی نشسته شاهوار و پیش او — شعر من صف‌ها زده چون بندگان اختیار

← Önceki 1077 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı