☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۰۸۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

عقل، بندِ رَه‌روان و عاشقان‌ست، ای پسر — بند بشکن، رَه عیان اندر عیان‌ست، ای پسر

عقل، بند و دل، فریب و تن، غرور و جان، حجاب — راه ازین جمله گرانی‌ها نهان‌ست، ای پسر

چون ز عقل و جان و دل برخاستی بیرون شدی — این یقین و این عیان هم در گمان‌ست، ای پسر

مرد کو از خود نرفتست او نه مردست، ای پسر — عشق کان از جان نباشد آفسان‌ست، ای پسر

سینهٔ خود را هدف کن پیش تیر حکم او — هین، که تیر حکم او اندر کمان‌ست، ای پسر

سینه‌ای کز زخم تیر جذبهٔ او خسته شد — بر جبین و چهرهٔ او صد نشان‌ست، ای پسر

گر رَوی بر آسمان هفتمین ادریس‌وار — عشق جانان سخت نیکو نردبان‌ست، ای پسر

هر طرف که کاروانی ناز نازان می‌رود — عشق را بنگر که قبلهٔ کاروان‌ست، ای پسر

سایه افکندست عشقش همچو دامی بر زمین — عشقِ چون صیّاد او بر آسمان‌ست، ای پسر

عشق را از من مپرس، از کس مپرس، از عشق پرس — عشق در گفتن چو ابر درفشان‌ست، ای پسر

ترجمانیْ من و صد چون منش محتاج نیست — در حقایق عشقْ خود را ترجمان‌ست، ای پسر

عشق کار خفتگان و نازکان نرم نیست — عشق کار پُردلان و پهلوان‌ست، ای پسر

هر کی او مر عاشقان و صادقان را بنده شد — خسرو و شاهنشه و صاحب‌قران‌ست، ای پسر

این جهان پرفسون از عشق تا نفریبدت — کین جهان بی‌وفا از تو جهان‌ست، ای پسر

بیت‌های این غزل گر شد دراز از وصل‌ها — پرده دیگر شد ولی معنی همان‌ست، ای پسر

هین، دهان بربند و خامُش کن ازین پس چون صدف — کین زبانت در حقیقت خصم جان‌ست، ای پسر

← Önceki 1082 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı