☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۰۹۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

اختران را شب وصلست و نثارست و نثار — چون سوی چرخ عروسیست ز ماه ده و چار

زهره در خویش نگنجد ز نواهای لطیف — همچو بلبل که شود مست ز گل فصل بهار

جدی را بین به کرشمه به اسد می‌نگرد — حوت را بین که ز دریا چه برآورد غبار

مشتری اسب دوانید سوی پیر زحل — که جوانی تو ز سر گیر و بر او مژده بیار

کف مریخ که پرخون بود از قبضه تیغ — گشت جان بخش چو خورشید مشرف آثار

دلو گردون چو از آن آب حیات آمد پر — شود آن سنبله خشک از او گوهربار

جوز پرمغز ز میزان و شکستن نرمد — حمل از مادر خود کی بگریزد به نفار

تیر غمزه چو رسید از سوی مه بر دل قوس — شب روی پیشه گرفت از هوسش عقرب وار

اندر این عید برو گاو فلک قربان کن — گر نه‌ای چون سرطان در وحلی کژرفتار

این فلک هست سطرلاب و حقیقت عشقست — هر چه گوییم از این گوش سوی معنی دار

شمس تبریز در آن صبح که تو درتابی — روز روشن شود از روی چو ماهت شب تار

← Önceki 1092 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı