← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۱۰۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای خیالت در دل من هر سحور — میخرامد همچو مه یک پاره نور
نقش خوبت در میان جان ما — آتش و شور افکند وانگه چه شور
آتشی کردی و گویی صبر کن — من ندانم صبر کردن در تنور
یاد داری کآمدی تو دوش مست — ماه بودی یا پری یا جان حور
آن سخنهایی که گفتی چون شکر — وان اشارتها که میکردی ز دور
دست بر لب میزدی یعنی که تو — از برای این دل من برمشور
دست بر لب مینهی یعنی که صبر — با لب لعلت کجا ماند صبور
رو به بالا میکنی یعنی خدا — چشم بد را از جمالم دار دور
ای تو پاک از نقشها وز روی تو — هر زمانی یوسفی اندر صدور