← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۱۴۷
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بکش بکش که چه خوش میکشی بیار بیار — هزیمتان ره عشق را قطار قطار
کنار بازگشادست عشق از مستی — رسید دلشدگان را گه کنار کنار
ز دست خویش از آن ساغری که میدانی — اگر چه نیک خرابم بیا بیار بیار
قرار دولت او خواه و از قرار مپرس — که نیست از رخ او در دلم قرار قرار
نگار کردن چون اشک بر رخ عاشق — حلاوتیست در آن رو که زد نگار نگار
ایا کسی که درافتادهای به چنگالش — ز چنگ دوست رهیدن طمع مدار مدار
تو خون بدی وز عشقش چو شیر جوشیدی — چو شیر خون نشود تو از این گذار گذار
برو به باده مخدومْ شمسِ دین آمیز — که نیست باده تبریز را خمار خمار