☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۱۵۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر — ببست شمس و قمر پیش بندگیش کمر

چو روی انور او گشت دیده دیده — مقام دیدن حق یافت دیده‌های بشر

فرشته نعره زنان پیش او چو چاوشان — فلک سجودکنان پیش او به چشم و به سر

به چشم نفس نشد روی ماه او دیدن — که نفس می‌نگشاید به سوی شاه نظر

که لعل آن مه خاصیت زمرد داشت — از آن ببست از او اژدهای نفس به صبر

درخت هر که بدو سر کشید جان نبرد — ز اره‌های فنا و ز زخمه‌های تبر

کنون که ماه نهان شد ز ابر این هجران — ز ابرهای دو دیده فرودوید مطر

ز قطره‌های دو دیده زمین شدی سرسبز — اگر نه قطره برآمیختی به خون جگر

جگر چو آلت رحمست رحم از او خیزد — از این سبب مدد دیده‌ها بکرد مگر

ز عشق جمله اجزای خانه باخبرند — چو کدخدای بود از جمال شه مخبر

تو طالب خبری کم نشین به بی‌خبران — گروه بی‌خبران را به هیچ سگ مشمر

که جفت مرده تو را مرده شوی گرداند — که شوی مرده بود خود ز مرده شوی بتر

به چشم درد به عیسی نگر اگر نگری — سرک مپیچ بدان چشم و در خرش منگر

چو همنشین شود انگور با خم سرکه — شراب او ترشی شد حریف اوست کبر

به حیله حیله تو سوراخ کن خم ترشی — برون گریز و برو سوی بحر شهد و شکر

کدام بحر خداوند شمس دین به حق — به ذات پاک خدا اوست خسرو اکبر

← Önceki 1154 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı