← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۱۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای سخت گرفته جادوی را — شیری بنموده آهوی را
از سحر تو احولست دیده — در دیده نهادهای دوی را
بنمودهای از ترنج آلو — کی یافت ترنج آلوی را
سحر تو نمود بره را گرگ — بنموده ز گندمی جوی را
منشور بقا نموده سحرت — طومار خیال منطوی را
پر باد هدایتست ریشش — از سحر تو جاهل غوی را
سوفسطاییم کرد سحرت — ای ترک نموده هندوی را
چون پشه نموده وقت پیکار — پیلان تهمتن قوی را
تا جنگ کنند و راست آرند — تقدیر و قضای مستوی را
سوفسطایی مشو خمش کن — بگشای زبان معنوی را