← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۱۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ای جان و قوام جمله جانها — پر بخش و روان کن روانها
با تو ز زیان چه باک داریم — ای سودکن همه زیانها
فریاد ز تیرهای غمزه — وز ابروهای چون کمانها
در لعل بتان شکر نهادی — بگشاده به طمع آن دهانها
ای داده به دست ما کلیدی — بگشاده بدان در جهانها
گر زانک نه در میان مایی — برجسته چراست این میانها
ور نیست شراب بینشانیت — پس شاهد چیست این نشانها
ور تو ز گمان ما برونی — پس زنده ز کیست این گمانها
ور تو ز جهان ما نهانی — پیدا ز که میشود نهانها
بگذار فسانههای دنیا — بیزار شدیم ما از آنها
جانی که فتاد در شکرریز — کی گنجد در دلش چنانها
آن کاو قدم تو را زمین شد — کی یاد کند ز آسمانها
بربند زبان ما به عصمت — ما را مفکن در این زبانها