☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۲۰۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز — برو برو گل سرخی ولیک خارآمیز

مقام داشت به جنت صفی حق آدم — جدا فتاد ز جنت که بود مارآمیز

میان چرخ و زمین بس هوای پرنورست — ولیک تیره شود چون شود غبارآمیز

چو دوست با عدو تو نشست از او بگریز — که احتراق دهد آب گرم نارآمیز

برون کشم ز خمیر تو خویش را چون موی — که ذوق خمر تو را دیده‌ام خمارآمیز

ولیک موی کشان آردم بر تو غمت — که اژدهاست غمت با دم شرارآمیز

هزار بار گریزم چو تیر و بازآیم — بدان کمان و بدان غمزه شکارآمیز

به گردنامه سحرم به خانه بازآرد — خیال یار به اکراه اختیارآمیز

غم تو بر سفرم زیر زیر می‌خندد — که واقفست از این عشق زینهارآمیز

به پیش سلطنت توبه‌ام چو مسخره ایست — که عشق را نبود صبر اعتبارآمیز

سخن مگوی چو گویی ز صبر و توبه مگوی — حدیث توبه مجنون بود فشارآمیز

← Önceki 1203 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı