☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۲۱۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس — چشم من اندرنگر از می و ساغر مپرس

جوشش خون را ببین از جگر مؤمنان — وز ستم و ظلم آن طره کافر مپرس

سکه شاهی ببین در رخ همچون زرم — نقش تمامی بخوان پس تو ز زرگر مپرس

عشق چو لشکر کشید عالم جان را گرفت — حال من از عشق پرس از من مضطر مپرس

هست دل عاشقان همچو دل مرغ از او — جز سخن عاشقی نکته دیگر مپرس

خاصیت مرغ چیست آنک ز روزن پرد — گر تو چو مرغی بیا برپر و از در مپرس

چون پدر و مادر عاشق هم عشق اوست — بیش مگو از پدر بیش ز مادر مپرس

هست دل عاشقان همچو تنوری به تاب — چون به تنور آمدی جز که ز آذر مپرس

مرغ دل تو اگر عاشق این آتشست — سوخته پر خوشتری هیچ تو از پر مپرس

گر تو و دلدار سر هر دو یکی کرده اید — پای دگر کژ منه خواجه از این سر مپرس

دیده و گوش بشر دان که همه پرگلست — از بصر پروحل گوهر منظر مپرس

چونک بشستی بصر از مدد خون دل — مجلس شاهی تو راست جز می احمر مپرس

رو تو به تبریز زود از پی این شکر را — با لطف شمس حق از می و شکر مپرس

← Önceki 1212 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı