☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۲۲۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

اگر گم گردد این بی‌دل از آن دلدار جوییدش — وگر اندررمد عاشق به کوی یار جوییدش

وگر این بلبل جانم بپرد ناگهان از تن — زهر خاری مپرسیدش در آن گلزار جوییدش

اگر بیمار عشق او شود یاوه از این مجلس — به پیش نرگس بیمار آن عیار جوییدش

وگر سرمست دل روزی زند بر سنگ آن شیشه — به میخانه روید آن دم از آن خمار جوییدش

هر آن عاشق که گم گردد هلا زنهار می‌گویم — بر خورشید برق انداز بی‌زنهار جوییدش

وگر دزدی زند نقبی بدزدد رخت عاشق را — میان طره مشکین آن طرار جوییدش

بت بیدار پرفن را که بیداری ز بخت اوست — چنین خفته نیابیدش مگر بیدار جوییدش

بپرسیدم به کوی دل ز پیری من از آن دلبر — اشارت کرد آن پیرم که در اسرار جوییدش

بگفتم پیر را بالله توی اسرار گفت آری — منم دریای پرگوهر به دریابار جوییدش

زهی گوهر که دریا را به نور خویش پر دارد — مسلمانان مسلمانان در آن انوار جوییدش

چو یوسف شمس تبریزی به بازار صفا آمد — مر اخوان صفا را گو در آن بازار جوییدش

← Önceki 1221 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı