☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۲۶۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن مه که هست گردون گردان و بی‌قرارش — وان جان که هست این جان وین عقل مستعارش

هر لحظه اختیاری نو نو دهد به جان‌ها — وین اختیارها را بشکسته اختیارش

من جسم و جان ندانم من این و آن ندانم — من در جهان ندانم جز چشم پرخمارش

آن روی همچو روزش وان رنگ دلفروزش — وان لطف توبه سوزش وان خلق چون بهارش

عشقش بلای توبه داده سزای توبه — آخر چه جای توبه با عشق توبه خوارش

چون دوست و دشمن او هستند رهزن او — ماییم و دامن او بگرفته استوارش

از عشق جام و دورش شاید کشید جورش — چون گوش دوست داری می‌بوس گوشوارش

من حلقه‌های زلفش از عشق می‌شمارم — ور نه کجا رسد کس در حد و در شمارش

لطفش همی‌شمارم دل با دم شمرده — جانیش بخش آخر ای کشته زار زارش

← Önceki 1265 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı