← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۲۷۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
چون بزند گردنم سجده کند گردنش — شیر خورد خون من ذوق من از خوردنش
هین هله شیرِ شکار ! پنجه ز من برمدار — هین که هزاران هزار منّتِ آن بر منش
پخته خورد پختهخوار خام خورد عشقِ یار — خام منم ای نگار که نتوان پختنش
ای تو دهلزن به قل بنده تو را چون دهل — در تو درآویخته همچو دهل میزنش
گوشِ همه سرخوشان عشق کشد کشکشان — عشقِ تو داوودِ توست موم شده آهنش
دل همه مال و عقار خرج کند در قمار — چونک برهنه شود چرخ دهد مخزنش
دل ز سخن مال مال خواست زدن پر و بال — پرتو نور کمال کرد چنین الکنش