☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۰۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

عیسی روح گرسنه‌ست چو زاغ — خر او می‌کند ز کنجد کاغ

چونک خر خورد جمله کنجد را — از چه روغن کشیم بهر چراغ

چونک خورشید سوی عقرب رفت — شد جهان تیره رو ز میغ و ز ماغ

آفتابا رجوع کن به محل — بر جبین خزان و دی نه داغ

آفتابا تو در حمل جانی — از تو سرسبز خاک و خندان باغ

آفتابا چو بشکنی دل دی — از تو گردد بهار گرم دماغ

آفتابا زکات نور تو است — آنچ این آفتاب کرد ابلاغ

صد هزار آفتاب دید احمد — چون تو را دیده بود او مازاغ

زان نگشت او بگرد پایه حوض — کو ز بحر حیات دید اسباغ

آفتابت از آن همی‌خوانم — که عبارت ز تست تنگ مساغ

مژده تو چو درفکند بهار — باغ برداشت بزم و مجلس و لاغ

کرده مستان باغ اشکوفه — کرده سیران خاک استفراغ

حله بافان غیب می‌بافند — حله‌ها و پدید نیست پناغ

کی گذارد خدا تو را فارغ — چون خدا را ز کار نیست فراغ

صد هزاران بنا و یک بنا — رنگ جامه هزار و یک صباغ

نغزها را مزاج او مایه — پوست‌ها را علاج او دباغ

لعل‌ها را درخش او صیقل — سیم و زر را کفایتش صواغ

بلبلان ضمیر خود دگرند — نطق حس پیششان چو بانگ کلاغ

بس که همراز بلبلان نبود — آنک بیرون بود ز باغ و ز راغ

← Önceki 1300 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı