☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۲۹۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ — گویند صبح نبود شام تو را دروغ

گویند بهر عشق تو خود را چه می‌کشی — بعد از فنای جسم نباشد بقا دروغ

گویند اشک چشم تو در عشق بیهده‌ست — چون چشم بسته گشت نباشد لقا دروغ

گویند چون ز دور زمانه برون شدیم — زان سو روان نباشد این جان ما دروغ

گویند آن کسان که نرستند از خیال — جمله خیال بد قصص انبیا دروغ

گویند آن کسان که نرفتند راه راست — ره نیست بنده را به جناب خدا دروغ

گویند رازدان دل اسرار و راز غیب — بی‌واسطه نگوید مر بنده را دروغ

گویند بنده را نگشایند راز دل — وز لطف بنده را نبرد بر سما دروغ

گویند آن کسی که بود در سرشت خاک — با اهل آسمان نشود آشنا دروغ

گویند جان پاک از این آشیان خاک — با پر عشق برنپرد بر هوا دروغ

گویند ذره ذره بد و نیک خلق را — آن آفتاب حق نرساند جزا دروغ

خاموش کن ز گفت وگر گویدت کسی — جز حرف و صوت نیست سخن را ادا دروغ

← Önceki 1299 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı