☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۱۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

جان و سر تو که بگو بی‌نفاق — در کرم و حسن چرایی تو طاق

روی چو خورشید تو بخشش کند — روز وصالی که ندارد فراق

دل ز همه برکنم از بهر تو — بهر وفای تو ببندم نطاق

گر تو مرا گویی رو صبر کن — باشد تکلیف بما لایطاق

سخت بود هجر و فراق ای حبیب — خاصه فراقی ز پی اعتناق

چون پدر و مادر عقلست و روح — هر دو توی چون شوم ای دوست عاق

روم چو در مهر تو آهی کنند — دود رسد جانب شام و عراق

در تتق سینه عشاق تو — ماه رخان قندلبان سیم ساق

رقص کنان در خضر لطف تو — نوش کنان ساغر صدق و وفاق

دست زنان جمله و گویان بلاغ — طاق و طرنبین و طرنبین و طاق

مژده کسی را که زرش دزد برد — مژده کسی را که دهد زن طلاق

خاصه کسی را که جهان را همه — ترک کند فرد شود بی‌شقاق

لاجرمش عشق کشد پیشکش — همچو محمد به سحرگه براق

بربردش زود براق دلش — فوق سماوات رفاع طباق

جان و سر تو که بگو باقیش — که دهنم بسته شد از اشتیاق

هر چه بگفتم کژ و مژ راست کن — چونک مهندس توی و من مشاق

← Önceki 1313 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı