☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۱۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

فریفت یار شکربار من مرا به طریق — که شعر تازه بگو و بگیر جام عتیق

چه چاره آنچ بگوید ببایدم کردن — چگونه عاق شوم با حیات کان و عقیق

غلام ساقی خویشم شکار عشوه او — که سکر لذت عیش است و باده نعم رفیق

به شب مثال چراغند و روز چون خورشید — ز عاشقی و ز مستی زهی گزیده فریق

شما و هر چه مراد شماست از بد و نیک — من و منازل ساقی و جام‌های رحیق

بیار باده لعلی که در معادن روح — درافکند شررش صد هزار جوش و حریق

روا بود چو تو خورشید و در زمین سایه — روا بود چو تو ساقی و در زمانه مفیق

گشای زانوی اشتر بدر عقال عقول — بجه ز رق جهانی به جرعه‌های رقیق

چو زانوی شتر تو گشاده شد ز عقال — اگر چه خفته بود طایرست در تحقیق

همی‌دود به که و دشت و بر و بحر روان — به قدر عقل تو گفتم نمی‌کنم تعمیق

کمال عشق در آمیزش‌ست پیش آیید — به اختلاط مخلد چو روغن و چو سویق

چو اختلاط کند خاک با حقایق پاک — کند سجود مخلد به شکر آن توقیق

← Önceki 1312 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı