☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۱۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

رو رو که نه‌ای عاشق ای زلفک و ای خالک — ای نازک و ای خشمک پابسته به خلخالک

با مرگ کجا پیچد آن زلفک و آن پیچک — بر چرخ کجا پرد آن پرک و آن بالک

ای نازک نازک‌دل دل جو که دلت ماند — روزی که جدا مانی از زرک و از مالک

اشکسته چرا باشی دلتنگ چرا گردی — دل همچو دل میمک قد همچو قد دالک

تو رستم دستانی از زال چه می‌ترسی — یا رب برهان او را از ننگ چنین زالک

من دوش تو را دیدم در خواب و چنان باشد — بر چرخ همی‌گشتی سرمستک و خوش حالک

می‌گشتی و می‌گفتی ای زهره به من بنگر — سرمستم و آزادم ز ادبارک و اقبالک

درویشی وانگه غم از مست نبیذی کم — رو خدمت آن مه کن مردانه یکی سالک

بر هفت فلک بگذر افسون زحل مشنو — بگذار منجم را در اختر و در فالک

من خرقه ز خور دارم چون لعل و گهر دارم — من خرقه کجا پوشم از صوفک و از شالک

با یار عرب گفتم در چشم ترم بنگر — می‌گفت به زیر لب لا تخدعنی والک

می‌گفتم و می‌پختم در سینه دو صد حیلت — می‌گفت مرا خندان کم تکتم احوالک

خامش کن و شه را بین چون باز سپیدی تو — نی بلبل قوالی درمانده در این قالک

← Önceki 1316 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı