☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۱۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک — شنگینک و منگینک سربسته به زرینک

چون منکر مرگست او گوید که اجل کو کو — مرگ آیدش از شش سو گوید که منم اینک

گوید اجلش کای خر کو آن همه کر و فر — وان سبلت و آن بینی وان کبرک و آن کینک

کو شاهد و کو شادی مفرش به کیان دادی — خشتست تو را بالین خاکست نهالینک

ترک خور و خفتن گو رو دین حقیقی جو — تا میر ابد باشی بی‌رسمک و آیینک

بی‌جان مکن این جان را سرگین مکن این نان را — ای آنک فکندی تو در در تک سرگینک

ما بسته سرگین دان از بهر دریم ای جان — بشکسته شو و در جو ای سرکش خودبینک

چون مرد خدا بینی، مردی کن و خدمت کن — چون رنج و بلا بینی در رخ مفکن چینک

این هجو منست ای تن وان میر منم هم من — تا چند سخن گفتن از سینک و از شینک

شمس الحق تبریزی خود آب حیاتی تو — وان آب کجا یابد جز دیده نمگینک

← Önceki 1317 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı