☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۳۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دل — گفت منم کز رخ من شد مه و خورشید خجل

گفت که این خانه دل پر همه نقشست چرا — گفتم این عکس تو است ای رخ تو رشک چگل

گفت که این نقش دگر چیست پر از خون جگر — گفتم این نقش من خسته دل و پای به گل

بستم من گردن جان بردم پیشش به نشان — مجرم عشق است مکن مجرم خود را تو بحل

داد سر رشته به من رشته پرفتنه و فن — گفت بکش تا بکشم هم بکش و هم مگسل

تافت از آن خرگه جان صورت ترکم به از آن — دست ببردم سوی او دست مرا زد که بهل

گفتم تو همچو فلان ترش شدی گفت بدان — من ترش مصلحتم نی ترش کینه و غل

هر کی درآید که منم بر سر شاخش بزنم — کاین حرم عشق بود ای حیوان نیست اغل

هست صلاح دل و دین صورت آن ترک یقین — چشم فرومال و ببین صورت دل صورت دل

← Önceki 1335 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı