☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۳۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل — بانگ رسید کیست آن گفتم من غلام دل

شعله نور آن قمر می‌زد از شکاف در — بر دل و چشم رهگذر از بر نیک نام دل

موج ز نور روی دل پر شده بود کوی دل — کوزه آفتاب و مه گشته کمینه جام دل

عقل کل ار سری کند با دل چاکری کند — گردن عقل و صد چو او بسته به بند دام دل

رفته به چرخ ولوله کون گرفته مشغله — خلق گسسته سلسله از طرف پیام دل

نور گرفته از برش کرسی و عرش اکبرش — روح نشسته بر درش می‌نگرد به بام دل

نیست قلندر از بشر نک به تو گفت مختصر — جمله نظر بود نظر در خمشی کلام دل

جمله کون مست دل گشته زبون به دست دل — مرحله‌های نه فلک هست یقین دو گام دل

← Önceki 1336 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı