☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ساقیا در نوش آور شیره عنقود را — در صبوح آور سبک مستان خواب‌آلود را

یک به یک در آب افکن جمله تر و خشک را — اندر آتش امتحان کن چوب را و عود را

سوی شورستان روان کن شاخی از آب حیات — چون گل نسرین بخندان خار غم فرسود را

بلبلان را مست گردان مطربان را شیرگیر — تا که درسازند با هم نغمه داوود را

بادپیما بادپیمایان خود را آب ده — کوری آن حرص ِافزون‌جویِ کم‌پیمود را

هم بزن بر صافیان آن دُرد دردانگیز را — هم بخور با صوفیان پالوده بی‌دود را

می میاور زان بیاور که می از وی جوش کرد — آنک جوشش در وجود آورد هر موجود را

زان میی کاندر جبل انداخت صد رقص الجمل — زان میی کاو روشنی بخشد دل مردود را

هر صباحی عید داریم از تو خاصه این صبوح — که‌ز کرم بَر‌می‌فشانی باده موعود را

برفشان چندانکه ما افشانده گردیم از وجود — تا که هر قاصد بیابد در فنا مقصود را

همچو آبی دیده در خود آفتاب و ماه را — چون ایازی دیده در خود هستی محمود را

شمس تبریزی برآر از چاه مغرب مشرقی — همچو صبحی کاو برآرد خنجر مغمود را

← Önceki 134 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı