← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۹۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
باز در اسرار روم جانب آن یار روم — نعره بلبل شنوم در گل و گلزار روم
تا کی از این شرم و حیا شرم بسوزان و بیا — همره دل گردم خوش جانب دلدار روم
صبر نماندهست که من گوش سوی نسیه برم — عقل نماندهست که من راه به هنجار روم
چنگ زن ای زهره من تا که بر این تنتن تن — گوش بر این بانگ نهم دیده به دیدار روم
خسته دام است دلم بر در و بام است دلم — شاهد دل را بکشم سوی خریدار روم
گفت مرا در چه فنی کار چرا می نکنی — راه دکانم بنما تا که پس کار روم
تا که ز خود بد خبرش رفت دلم بر اثرش — کو اثری از دل من تا که بر آثار روم
تا ز حریفان حسد چشم بدی درنرسد — کف به کف یار دهم در کنف غار روم
درس رئیسان خوشی بیهشی است و خمشی — درس چو خام است مرا بر سر تکرار روم