← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۴۰۳
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آمدهام که سر نهم؛ عشق تو را به سر برم — ور تو بگوییم که نی؛ نی شکنم؛ شکر برم
آمدهام چو عقل و جان از همه دیدهها نهان — تا سوی جان و دیدگان مشعلهٔ نظر برم
آمدهام که ره زنم؛ بر سر گنج شَه زنم — آمدهام که زر برم؛ زر نبرم خبر برم
گر شکند دل مرا، جان بدهم به دل شکن — گر ز سرم کُلَه برد؛ من ز میان کمر برم
اوست نشسته در نظر؛ من به کجا نظر کنم؟ — اوست گرفته شهر دل؛ من به کجا سفر برم؟
آنک ز زخم تیر او کوه شکاف میکند — پیش گشاد تیر او وای اگر سپر برم
گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود — تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم
آنک ز تاب روی او نور، صفا به دل کشد — و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم
در هوس خیال او همچو خیال گشتهام — وز سر رشک نام او، نام رخ قمر برم
این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من — گفت بخور! نمیخوری؛ پیش کسی دگر برم