☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۴۰۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آمده‌ام که سر نهم؛ عشق تو را به سر برم — ور تو بگوییم که نی؛ نی شکنم؛ شکر برم

آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان — تا سوی جان و دیدگان مشعلهٔ نظر برم

آمده‌ام که ره زنم؛ بر سر گنج شَه زنم — آمده‌ام که زر برم؛ زر نبرم خبر برم

گر شکند دل مرا، جان بدهم به دل شکن — گر ز سرم کُلَه برد؛ من ز میان کمر برم

اوست نشسته در نظر؛ من به کجا نظر کنم؟ — اوست گرفته شهر دل؛ من به کجا سفر برم؟

آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می‌کند — پیش گشاد تیر او وای اگر سپر برم

گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود — تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم

آنک ز تاب روی او نور، صفا به دل کشد — و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم

در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام — وز سر رشک نام او، نام رخ قمر برم

این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من — گفت بخور! نمی‌خوری؛ پیش کسی دگر برم

← Önceki 1403 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı