☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۴۰۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم — تا همه سال روز و شب باقی عمر از آن خورم

گر تو غلط دهی مرا رنگ تو غمز می کند — رنگ تو تا بدیده‌ام دنگ شده‌ست این سرم

یک نفسی عنان بکش تیز مرو ز پیش من — تا بفروزد این دلم تا به تو سیر بنگرم

سخت دلم همی‌تپد یک نفسی قرار کن — خون ز دو دیده می چکد تیز مرو ز منظرم

چون ز تو دور می شوم عبرت خاک تیره‌ام — چونک ببینمت دمی رونق چرخ اخضرم

چون رخ آفتاب شد دور ز دیده زمین — جامه سیاه می کند شب ز فراق لاجرم

خور چو به صبح سر زند جامه سپید می کند — ای رخت آفتاب جان دور مشو ز محضرم

خیره کشی مکن بتا خیره مریز خون من — تنگ دلی مکن بتا درمشکن تو گوهرم

ساغر می خیال تو بر کف من نهاد دی — تا بندیدمت در او میل نشد به ساغرم

داروی فربهی ز تو یافت زمین و آسمان — تربیتی نما مرا از بر خود که لاغرم

ای صنم ستیزه گر مست ستیزه‌ات شکر — جان تو است جان من اختر توست اخترم

چند به دل بگفته‌ام خون بخور و خموش کن — دل کتفک همی‌زند که تو خموش من کرم

← Önceki 1407 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı