☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۵۸۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم — پیش آن عید ازل جان بهر قربان می برم

چون کبوترخانه جان‌ها از او معمور گشت — پس چرا این زیره را من سوی کرمان می برم

زانک هر چیزی به اصلش شاد و خندان می رود — سوی اصل خویش جان را شاد و خندان می برم

زیر دندان تا نیاید قند شیرین کی بود — جان همچون قند را من زیر دندان می برم

تا که زر در کان بود او را نباشد رونقی — سوی زرگر اندک اندک زودش از کان می برم

دود آتش کفر باشد نور او ایمان بود — شمع جان را من ورای کفر و ایمان می برم

سوی هر ابری که او منکر شود خورشید را — آفتابی زیر دامن بهر برهان می برم

شمس تبریز ارمغانم گوهر بحر دل است — من ز شرم جان پاکت همچو عمان می برم

← Önceki 1589 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı