← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۰۷
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
چیزی مگو که گنج نهانی خریدهام — جان دادهام ولیک جهانی خریدهام
رویم چو زرگر است از او این سخن شنو — دادم قراضه زر و کانی خریدهام
از چشم ترک دوست چه تیری که خوردهام — وز طاق ابروش چه کمانی خریدهام
با خلق بسته بسته بگویم من این حدیث — با کس نگویم این ز فلانی خریدهام
هر چند بیزبان شده بودم چو ماهیی — دیدم شکرلبی و زبانی خریدهام
ناگاه چون درخت برستم میان باغ — زان باغ بینشانه نشانی خریدهام
گفتم میان باغ خود آن را میانه نیست — لیک از میان نیست میانی خریدهام
کردم قران به مفخر تبریز شمس دین — بیرون ز هر دو قرن قرانی خریدهام