← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۱۲
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
ما در جهان موافقت کس نمیکنیم — ما خانه زیر گنبد اطلس نمیکنیم
مخمور و مست و تشنه و بسیارخوارهایم — بس کردهاند جمله و ما بس نمیکنیم
این موج رحمت است و عدو چون کف و خس است — ما ترک موج دل پی هر خس نمیکنیم
ما قصر و چارطاق بر این عرصه فنا — چون عاد و چون ثمود مقرنس نمیکنیم
جز صدر قصر عشق در آن ساحت خلود — چون نوح و چون خلیل موسس نمیکنیم
ما را مطار زان سوی قاف است در شکار — ما قصد صید مرده چو کرکس نمیکنیم
دیو سیاه غرچه فریب پلید را — بر جای حور پاک معرس نمیکنیم
ما آن نهاله را که بر و میوهاش جفاست — در تیره خاک حرص مغرس نمیکنیم
از لذتی که هست نظر را ز قدس او — ما خود نظر به جان مقدس نمیکنیم
خاموش نظم و قافیه را ما از این سپس — از رشک غیر جنس مجنس نمیکنیم