☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۲۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

نیَم ز کار تو فارغ، همیشه در کارم — که لحظه لحظه تو را من عزیزتر دارم

به ذات پاک من و آفتاب سلطنتم — که من تو را نگذارم، به لطف بردارم

رخ تو را ز شعاعات خویش نور دهم — سر تو را به ده انگشت مغفرت خارم

هزار ابر عنایت بر آسمان رضاست — اگر ببارم از آن ابر بر سرت بارم

ببسته‌ست میان ، لطفِ من به تیمارت — که دیده‌ای برکاتِ وصال و تیمارم

هزار شربت شافی به مهر می‌‌جوشد — از آن شبی که بگفتی به من که «بیمارم»

بیا به پیش که تا سرمهٔ نو اَت بکشم — که چشم‌روشن باشی به فهمِ اسرارم

ز خاصِ خاصِ خودم لطف کی دریغ آید؟ — که از کمال کرم دستگیر اغیارم

تو را که دزد گرفتم سپردمت به عوان — که یافت شد به جوال تو صاع انبارم

تو خیره در سبب قهر و گفت ممکن نی — هزار لطف در آن بود اگر چه قهارم

نه ابن یامین زان زخم یافت یوسف خویش؟ — به چشم لطف نظر کن به جمله آثارم

به خلوتش همه تأویل آن بیان فرمود — که من گزاف کسی را به غم نیازارم

خموش کردم تا وقت خلوت تو رسد — ولی مبر تو گمان بد، ای گرفتارم!

← Önceki 1723 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı