← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۲۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟ — در این سراب فنا چشمهٔ حیات منم؟
وگر به خشم روی صدهزار سال ز من — به عاقبت به من آیی که منتهات منم
نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی؟ — که نقشبند سراپردهٔ رضات منم؟
نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی؟ — مرو به خشک که دریای با صَفات منم؟
نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو؟ — بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم؟
نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند؟ — که آتش و تبش و گرمی هوات منم؟
نگفتمت که صفتهای زشت در تو نهند؟ — که گم کنی که سرِ چشمهء صِفات منم؟
نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت — نظام گیرد؟ خلّاق بیجهات منم
اگر چراغدلی، دان که راه خانه کجاست — وگر خداصفتی، دان که کدخدات منم