☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۲۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بیار باده که دیر است در خمار توام — اگرچه دلق کشانم نه یار غار توام

بیار رطل و سبو کارم از قدح بگذشت — غلام همت و داد بزرگوار توام

در این زمان که خمارم مطیع من می باش — چو مست گشتم از آن پس به اختیار توام

بیار جام اناالحق شراب منصوری — در این زمان که چو منصور زیر دار توام

به یاد آر سخن‌ها و شرط‌ها که ز الست — قرار دادی با من بر آن قرار توام

بگو به ساغرش ای کف تو گر سوار منی — عجبتر اینک در این لحظه من سوار توام

میان حلقه به ظاهر تو در دوار منی — ولی چو درنگرم نیک در دوار توام

به زیر چرخ ننوشم شراب ای زهره — که من عدو قدح‌های زهربار توام

چو شیشه زان شده‌ام تا که جام شه باشم — شها بگیر به دستم که دست کار توام

عجب که شیشه شکافید و می نمی‌ریزد — چگونه ریزد داند که بر کنار توام

اگر به قد چو کمانم ولی ز تیر توام — چو زعفران شدم اما به لاله زار توام

چگونه کافر باشم چو بت پرست توام — چگونه فاسق باشم شرابخوار توام

بیا بیا که تو راز زمانه می دانی — بپوش راز دل من که رازدار توام

چو آفتاب رخ تو بتافت بر رخ من — گمان فتاد رخم را که هم عذار توام

شمرد مرغ دلم حلقه‌های دام تو را — از آن خویش شمارم که در شمار توام

اگرچه در چه پستم نه سربلند توام — وگرچه اشتر مستم نه در قطار توام

میان خون دل پرخون بگفت خاک تو را — اگرچه غرقه خونم نه در تغار توام

اگرچه مال ندارم نه دستمال توام — اگرچه کار ندارم نه مست کار توام

برآی مفخر آفاق شمس تبریزی — که عاشق رخ پرنور شمس وار توام

← Önceki 1726 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı