☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۹۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

در غیب پر، این سو مپر ای طایر چالاک من — هم سوی پنهان خانه رو ای فکرت و ادراک من

عالم چه دارد جز دهل از عیدگاه عقل کل؟ — گردون چه دارد جز که که از خرمن افلاک من؟

من زخم کردم بر دلت مرهم منه بر زخم من — من چاک کردم خرقه‌ات بخیه مزن بر چاک من

در من از این خوشتر نگر کآب حیاتم سر به‌سر — چندین گمان بد مبر ای خایف از اهلاک من

دریا نباشد قطره‌ای با ساحل دریای جان — شادی نیرزد حبه‌ای در همّت غمناک من

خرگوش و کبک و آهوان باشد شکار خسروان — شیران نر بین سرنگون بربسته بر فتراک من

دل‌های شیران خون شده صحرا ز خون گلگون شده — مجنون‌کنان مجنون شده از شاهد لولاک من

گر کاهلی باری بیا درکش یکی جام خدا — کوه احد جنبان شود برپرد از محراک من

جامی که تفش می‌زند بر آسمان بی‌سند — دانی چه جوشش‌ها بود از جرعه‌اش بر خاک من

آن باده بر مغزت زند چشم و دلت روشن کند — وانگه ببینی گوهری در جسم چون خاشاک من

عالم چو مرغی خفته‌ای بر بیضه پرچوژه‌ای — زان بیضه یابد پرورش بال و پر املاک من

روزی که مرغ از یک لگد از روی بیضه برجهد — هفت آسمان فانی شود در نور بیضه پاک من

خری که او را نیست بن می‌گوید ای خاک کهن — دامن گشا گوهر ستان کی دیده‌ای امساک من؟

در وهم ناید ذات من اندیشه‌ها شد مات من — جز احولی از احولی کی دم زند ز اشراک من؟

خامش که اندر خامشی غرقه‌تری در بی‌هشی — گرچه دهان خوش می‌شود زین حرف چون مسواک من

← Önceki 1799 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı