☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۷۹۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای یار من، ای یار من، ای یار بی‌زنهار من — ای دلبر و دلدار من، ای محرم و غمخوار من

ای در زمین ما را قمر، ای نیم‌شب ما را سحر — ای در خطر ما را سپر، ای ابر شکّربار من

خوش می‌روی در جان من، خوش می‌کنی درمان من — ای دین و ای ایمان من، ای بحر گوهردار من

ای شب‌روان را مشعله، ای بی‌دلان را سلسله — ای قبلهٔ هر قافله، ای قافله سالار من

هم ره زنی هم ره بری، هم ماهی و هم مشتری — هم این سَری هم آن سری، هم گنج و استظهار من

چون یوسف پیغامبری، آیی که خواهم مشتری — تا آتشی اندر زنی در مصر و در بازار من

هم موسیی بر طور من، عیسیء هر رنجور من — هم نور نور نور من، هم احمد مختار من

هم مونس زندان من، هم دولت خندان من — والله که صد چندان من، بگذشته از بسیار من

گویی مرا: «برجه، بگو»، گویم: «چه گویم پیش تو» — گویی: «بیا، حجّت مجو، ای بندهٔ طرّار من»

گویم که: «گنجی شایگان»، گوید: «بلی، نی رایگان — جان خواهم و آنگه چه جان» گویم: «سبک کن بار من»

گر گنج خواهی سر بنه ور عشق خواهی جان بده — در صف درآ واپس مجه، ای حیدر کرّار من

← Önceki 1798 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı