← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۱۵
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشان — من بکشم دامن تو دامن من هم تو کشان
جان من و جان تو را هر دو به هم دوخت قضا — خوش خوش خوش خوشم پیش تو ای شاه خوشان
زانک مرا داد لبش نیست لبی را اثرش — ز آنچ چشیدم ز لبت هیچ لبی را مچشان
آنک ترش روی بود دانک درم جوی بود — از خم سرکه است همه با شکرانش منشان
گفتم ای شاه علم من که میان عسلم — از عسل من که چشد گفت لب خوش منشان