☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۲۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

من طربم طرب منم زهره زند نوای من — عشق میان عاشقان شیوه کند برای من

عشق چو مست و خوش شود بیخود و کش مکش شود — فاش کند چو بی‌دلان بر همگان هوای من

ناز مرا به جان کشد بر رخ من نشان کشد — چرخ فلک حسد برد ز آنچ کند به جای من

من سر خود گرفته‌ام من ز وجود رفته‌ام — ذره به ذره می زند دبدبه فنای من

آه که روز دیر شد آهوی لطف شیر شد — دلبر و یار سیر شد از سخن و دعای من

یار برفت و ماند دل شب همه شب در آب و گل — تلخ و خمار می طپم تا به صبوح وای من

تا که صبوح دم زند شمس فلک علم زند — باز چو سرو تر شود پشت خم دوتای من

باز شود دکان گل ناز کنند جزو و کل — نای عراق با دهل شرح دهد ثنای من

ساقی جان خوبرو باده دهد سبو سبو — تا سر و پای گم کند زاهد مرتضای من

بهر خدای ساقیا آن قدح شگرف را — بر کف پیر من بنه از جهت رضای من

گفت که باده دادمش در دل و جان نهادمش — بال و پری گشادمش از صفت صفای من

پیر کنون ز دست شد سخت خراب و مست شد — نیست در آن صفت که او گوید نکته‌های من

ساقی آدمی کشم گر بکشد مرا خوشم — راح بود عطای او روح بود سخای من

باده توی سبو منم آب توی و جو منم — مست میان کو منم ساقی من سقای من

از کف خویش جسته‌ام در تک خم نشسته‌ام — تا همگی خدا بود حاکم و کدخدای من

شمس حقی که نور او از تبریز تیغ زد — غرقه نور او شد این شعشعه ضیای من

← Önceki 1825 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı