☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۲۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

باز نگار می کشد چون شتران مهار من — یارکشی است کار او بارکشی است کار من

پیش رو قطارها کرد مرا و می کشد — آن شتران مست را جمله در این قطار من

اشتر مست او منم خارپرست او منم — گاه کشد مهار من گاه شود سوار من

اشتر مست کف کند هر چه بود تلف کند — لیک نداند اشتری لذت نوشخوار من

راست چو کف برآورم بر کف او کف افکنم — کف چو به کف او رسد جوش کند بخار من

کار کنم چو کهتران بار کشم چو اشتران — بار کی می کشم ببین عزت کار و بار من

نرگس او ز خون من چون شکند خمار خود — صبر و قرار او برد صبر من و قرار من

گشته خیال روی او قبله نور چشم من — وان سخنان چون زرش حلقه گوشوار من

باغ و بهار را بگو لاف خوشی چه می زنی — من بنمایمت خوشی چون برسد بهار من

می چو خوری بگو به می بر سر من چه می زنی — در سر خود ندیده‌ای باده بی‌خمار من

باز سپیدی و برو میر شکار را بگو — هر دو مرا توی بلی میر من و شکار من

مطلع این غزل شتر بود از آن دراز شد — ز اشتر کوتهی مجو ای شه هوشیار من

← Önceki 1828 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı