☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۸۴۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

حرام است ای مسلمانان از این خانه برون رفتن — می چون ارغوان هشتن ز بانگ ارغنون رفتن

برون زرق است یا استم هزاران بار دیده‌ستم — از این پس ابلهی باشد برای آزمون رفتن

مرو زین خانه ای مجنون که خون گریی ز هجران خون — چو دستی را فروبُرّی عجایب نیست خون رفتن

ز شمع آموز ای خواجه میان گریه خندیدن — ز چشم آموز ای زیرک به هنگام سکون رفتن

اگر باشد تو را روزی ز استادان بیاموزی — چو مرغ جان معصومان به چرخ نیلگون رفتن

بیا ای جان که وقتت خوش چو استن بار ما می‌کش — که تا صبرت بیاموزد به سقف بی‌ستون رفتن

فسون عیسی مریم نکرد از درد عاشق کم — وظیفه درد دل نبود به دارو و فسون رفتن

چو طاسی سرنگون گردد رود آنچ در او باشد — ولی سودا نمی‌تاند ز کاسه سر نگون رفتن

اگر پاکی و ناپاکی مرو زین خانه‌ ای زاکی — گناهی نیست در عالم تو را ای بنده چون رفتن

توی شیر اندر این درگه عدوِ راه تو روبه — بود بر شیر بدنامی از این چالش زبون رفتن

چو نازی می‌کشی باری بیا ناز چنین شه کش — که بس بداختری باشد به زیر چرخ دون رفتن

ز دانش‌ها بشویم دل ز خود خود را کنم غافل — که سوی دلبر مقبل نشاید ذوفنون رفتن

شناسد جان مجنونان که این جان است قشر جان — بباید بهر این دانش ز دانش در جنون رفتن

کسی کو دم زند بی‌دم مباح او راست غواصی — کسی کو کم زند در کم رسد او را فزون رفتن

رها کن تا بگوید او خموشی گیر و توبه جو — که آن دلدار خو دارد به سوی تایبون رفتن

← Önceki 1846 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı